جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ریز. (اِخ ) نام یکی از دهستانهای نه گانه ٔ بخش خورموج شهرستان بوشهر. حدود و مشخصات آن بشرح زیر است : از شمال ، دهستان و ارتفاعات دزگاه و پس رودک از باختر، دهستانهای دیروشنبه . از جنوب ، دهستان ثلاث و ارتفاعات کنگان . ازجنوب خاوری و خاور، دهستان جم و ارتفاعات دارالمیزان . این دهستان در جنوب خاوری بخش واقع و هوای آن گرم معتدل است و آب مشروب و زراعتی از چاه و چشمه و قنات تأمین می شود. محصولات عمده ٔ آنجا غلات ، خرما، مرکبات ، برنج و لبنیات و صنایع دستی زنان گلیم و عبا بافی است . از 14 آبادی تشکیل شده و در حدود 3100 تن جمعیت دارد. دیه های مهم آن نارستان ، نشان ، غرگی ، هرمی ناری ، تنگ مان ، کوه چهر، پشتو و مرکز آن ده ریز است . درشمال طایفه ٔ جعفربیگلو و در خاور طایفه ٔ شش بلوکی قشقایی قشلاق می کنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). 1- خرد، كوچك
2- شكسته fine, small, tiny, little, minute, atomic, wee, teeny, pony, weeny, minikin, snippety, list غرامة، نهاية، ناعم، دقيق، جميل، رائع، حسن، رفيع، رقيق، ممتاز، فاخر، أنيق، مرهف، ظريف، جذاب، حساس، صاف، ممتع، بديع، لطيف، غرم، روق، بسط، في أحسن حال، بخير minik minuscule winzig diminuto minuscolo خوب، ظریف، عالی، نازک، نرم، کوچک، کم، جزئی، خفیف، بسیار کوچک، کوچولو، ناچیز، اندک، کوتاه، جزئي، بسیار خرد، اتمی، هستهای، تجزیه ناپذیر، ذره ای، مربوط به جوهر فرد، لحظهای، اندکی، ریزه، بی اهمیت، فهرست، سیاهه، جدول، شیار، صورت