جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ریز. (اِخ ) ده مرکزدهستان ریز، بخش خورموج شهرستان بوشهر. دارای 432 تن سکنه . آب آن از چشمه و چاه و محصول عمده ٔ آنجا غلات و برنج و لبنیات و خرما و صنایع دستی زنان آنجا گلیم و عبا بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). 1- خرد، كوچك
2- شكسته fine, small, tiny, little, minute, atomic, wee, teeny, pony, weeny, minikin, snippety, list غرامة، نهاية، ناعم، دقيق، جميل، رائع، حسن، رفيع، رقيق، ممتاز، فاخر، أنيق، مرهف، ظريف، جذاب، حساس، صاف، ممتع، بديع، لطيف، غرم، روق، بسط، في أحسن حال، بخير minik minuscule winzig diminuto minuscolo خوب، ظریف، عالی، نازک، نرم، کوچک، کم، جزئی، خفیف، بسیار کوچک، کوچولو، ناچیز، اندک، کوتاه، جزئي، بسیار خرد، اتمی، هستهای، تجزیه ناپذیر، ذره ای، مربوط به جوهر فرد، لحظهای، اندکی، ریزه، بی اهمیت، فهرست، سیاهه، جدول، شیار، صورت