شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šal[l]
loose  |

شل

معنی: شل . [ ش َل ل ] (ع مص ) راندن و دفع نمودن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). راندن شتران را و دفع نمودن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). راندن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || سبک دوختن جامه را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). جامه ٔ سبک دوختن . (المصادر زوزنی ). || باریدن چشم اشک خود را و فروریختن آنرا. || تباه شدن دست کسی و خشکیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و کذا شلت یده (مجهولاً). و درباره ٔ کسی که خوب تیر اندازد و نیک نیزه زند، گویند: لا شل عشرک (ای اصابعک )؛ تباه مباد ده انگشت تو. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (ص ) بمعنی دست و پای از کار افتاده استعمال میشود و کلمه در اصل به تشدید لام است که مصدر «شلت یده » از باب «علم » و بمعنی از کار افتادن دست و پای باشد و چنین دستی را شلاء و صاحب آنرا اشل گویند؛ولی این استعمال در شعر فارسی نیز هست :
پای اقبال جهان سوی بداندیش تو لنگ
دست آسیب فلک سوی نکوخواه تو شل .
انوری .
برو شیر درنده باش ای دغل
مینداز خود را چو روباه شل .
سعدی .
(از نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال اول شماره ٔ 6-7). رجوع به ماده ٔ شل (مأخوذ از عربی ) شود.
... ادامه
529 | 0
مترادف: چلاق، لنگ
متضاد: سفت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [مٲخوذ از عربی: شلّ]
مختصات: (شَ) (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: بن حال
آواشناسی: Sal
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 330
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
loose | slack , sleazy , limp , floppy , lax , baggy , lame , ramshackle , loppy , solute , knock-kneed
ترکی
gevşetmek
فرانسوی
lâche
آلمانی
lose
اسپانیایی
perder
ایتالیایی
sciolto
عربی
فضفاض | طليق , رخو , حر , لين , مفكوك , غير دقيق , متمتع بحرية , بدون تنظيم , فك , رخى , هلهل , أطلق , عاش حياة ماجنة , حل , أطلق صراحه , على نحو طليق , مرتخي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "شل" در زبان فارسی می‌تواند معانی و کاربردهای متفاوتی داشته باشد و اغلب به عنوان صفت به کار می‌رود. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. معنی و کاربرد:

    • "شل" به معنی سست، نرم یا بی‌حال بوده و می‌تواند در توصیف اشیاء (مثلاً "شل کردن بند") یا وضعیت‌های جسمانی (مثلاً "او شل شده است") به کار برود.
  2. نوشتار و تلفظ:

    • کلمه "شل" به صورت مستقیم و بدون هیچ‌گونه تغییر یا پسوند نوشته می‌شود و در تلفظ نیز ساده است.
  3. ترکیب با دیگر کلمات:

    • این کلمه می‌تواند با دیگر واژه‌ها ترکیب شود، مانند "شل و ول" که به معنای بی‌خیالی یا نداشتن نظم است.
  4. قواعد نگارشی:

    • در متون رسمی، باید از کلمه "شل" در مواردی که ممکن است موجب سوء تفاهم یا بیان نادرست مفهوم شود، با احتیاط استفاده کرد.
  5. استفاده در جملات:

    • برای ساخت جمله باید توجه داشت که این کلمه می‌تواند به عنوان صفت و یا قید به کار برود. مثلاً:
      • "این بند شل شده است."
      • "او شل و ول به خانه برگشت."
  6. توجه به معانی دیگر:
    • "شل" در بعضی از مناطق ممکن است به شکل‌های محاوره‌ای مختلفی نیز استفاده شود که توجه به این نکته در نوشتار مهم است.

با توجه به این نکات، استفاده از کلمه "شل" باید با دقت و در نظر گرفتن بافت‌های مختلف انجام شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "شل" در جملات آورده شده است:

  1. بعد از تمرین سخت، عضلات من شل و بی‌حال شدند.
  2. لطفاً این بند را کمی شل کن تا راحت‌تر به اندازه مناسب برسانم.
  3. هوای گرم باعث شد که پیراهنش شل و نرم شود.
  4. بچه‌ها به قدری خسته شده بودند که روی زمین نشستند و بدنشان شل شد.
  5. این میز به قدری شل است که هر بار که روی آن فشار می‌آورم، تکان می‌خورد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: سست، گشاد، لق، هرزه، ول، ضعیف، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، اهسته رو، نرم، قابل انحناء، مسخره وار، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، قلنبه، باد کرده، کیسهای متورم، افلیج، متزلزل، لکنتی، نا پایدار، قطع کننده، شل و آویزان، موجود در محلول، صحافی نشده، بهم نپیوسته، دارای حرکت کج ومعوج، دارای زانوی کج

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری