جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عرضی . [ ع َ رَ ضی ی ] (ص نسبی ) منسوب به عَرَض .رجوع به عَرَض شود. || در اصطلاح منطق ، عارضی . مقابل جوهری . مقابل ذاتی . مقابل غریزی . مقابل طبیعی . کلی یا ذاتی بود یا عرضی ، نه بر اطلاق ، بل به اضافت با موضوعی که فرض کنند، و ممکن باشد که یک کلی به اضافت با موضوعی ذاتی بود و به واضافت با موضوعی دیگر عرضی ، مانند ضاحک که به اضافت با انسان عرضی است و به اضافت به این ضاحک ذاتی . (از فرهنگ فارسی معین از اساس الاقتباس ص 21). عرضی اخص از عرض است ، زیرا بیاض مثلاً عرض است و حال آنکه عرضی نیست . و ابیض عرض و عرضی است چنانکه شیخ الرئیس گوید. عرض مقابل جوهر است و غیر از عرضی است که مقابل ذاتی است . وجود اعراض غیر از موضوعات است و متأخر از آنها است . و عرضیت از صفات عقلیه است . (فرهنگ علوم عقلی ، به نقل از دستورالعلماء و مجموعه ٔ دوم مصنفات باباافضل ): و فیه رطوبة عرضیة [ فی الحماض ] . (مفردات ابن البیطار). - مقولات عرضی ؛ نه مقوله اند در عرض . رجوع به عَرَض شود. transverse, accidental, lateral, transversal, latitudinal, dispensable, inconsiderable مستعرض، عرضي، شىء مستعرض enine transversal quer transverso trasversale متقاطع، تصادفی، اتفاقی، غیر مترقبه، عارضی، غیر اساسی، جانبی، افقی، جنبی، پهلویی، ضلعی، نوسنجی، وابسته بعرض جغرافیایی، با گذشت، گسترده فکر، غیر ضروری، چشم پوشیدنی، صرفنظر کردنی، چاره پذیر، معاف کردنی، ناچیز، جزئی، بی اهمیت، خرد، نا قابل، عرض
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر