جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عرضی . [ ع ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به عرض ، که آن شهر کوچکی است در صحرا بین فرات و دمشق ، از اعمال حلب . و چند تن از دانشمندان بدانجا منسوبند که از آن جمله است ابوالحارث عبدالوهاب بن ضحاک عرضی . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). و رجوع به معجم البلدان شود. transverse, accidental, lateral, transversal, latitudinal, dispensable, inconsiderable مستعرض، عرضي، شىء مستعرض enine transversal quer transverso trasversale متقاطع، تصادفی، اتفاقی، غیر مترقبه، عارضی، غیر اساسی، جانبی، افقی، جنبی، پهلویی، ضلعی، نوسنجی، وابسته بعرض جغرافیایی، با گذشت، گسترده فکر، غیر ضروری، چشم پوشیدنی، صرفنظر کردنی، چاره پذیر، معاف کردنی، ناچیز، جزئی، بی اهمیت، خرد، نا قابل، عرض