جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کیل . (ص ) خمیده و کج . (فرهنگ رشیدی ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (ناظم الاطباء). خمیده و کج شده باشد. (برهان ) : دلم به سان هلال آمد از هوای حبیب تنم به سان خلال آمد از خیال خلیل بتی که قدش چون قول عاشق آمد راست مهی که قولش چون پشت عاشق آمد کیل . قطران (از فرهنگ رشیدی و آنندراج ). || در نسخه ٔ سروری به معنی آرزومند گفته . (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). آرزومند و صاحب آرزو رانیز گویند. (برهان ). || (اِ) گلیم و پلاس پوش را هم گفته اند. (برهان ). گلیم و پلاس پوش . (ناظم الاطباء). || نمد. (فرهنگ فارسی معین ). نمد. پلاس . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کیل دارشود. || پوست بز. (فرهنگ فارسی معین ). || هلهله . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - کیل زدن ؛ با هم آواز مخصوص برآوردن زنان خاصه زنان روستایی در شادی عروسی و جز آن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - کیل کشیدن ؛ آوازی خاص برآوردن زنان قبایل کرد و لر در عروسی ها و جشنها. آوازی که زنان روستایی برآرند هم آهنگ نشانه ٔ وجد و سرور را در عروسیها و غیره . هلهله کردن . (در چهارمحال ) قیه کشیدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || در لهجه ٔ مردم شهرستانک ، جوی . نهر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || شیار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || جلگه ٔ وسیع . (از فهرست ولف ) : بنه برد گر کیل و او برهنه همی بازگردد زبهر بنه . فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 8 ص 2517). 1- اندازه، پيمانه، كيله
2- پيمودن، سنجش، سنجيدن
3- ازگيل bushel, keel البوشل مكيال للحبوب، بوشل salma quille kiel quilla chiglia پیمانه
کلمه "کیل" به معنای واحد اندازهگیری وزن در فارسی، قواعد و نکات خاصی در نگارش و استفاده دارد. در زیر به برخی از این قواعد اشاره میشود:
نوشتار صحیح: کلمه "کیل" باید به صورت "کیلو" نوشته شود. "کیلو" یک پیشوند است که به معنی هزار است و معمولاً در ترکیب با واحدهای اندازهگیری مانند کیلوگرم، کیلومتر و... استفاده میشود.
نحوه تلفظ: در تلفظ، "کیلو" با تاکید بر بخش اولش (کی) بیان میشود.
نقش در جمله: "کیلو" معمولاً به عنوان صفت در جملات به کار میرود و به واحدهای وزنی اشاره دارد. مثلاً: "این کیلو برنج است."
جمع در فارسی: برای جمعکردن واحد کیلو، معمولاً به جای "کیلوها" از "کیلو" به همراه عدد استفاده میشود. مثلاً: "دو کیلو برنج"، نه "دو کیلوی برنج".
استفاده صحیح در جملات: در جملات باید توجه داشت که "کیلو" به تنهایی بیمعنا است و باید همراه با واحدی که اندازهگیری میکنید بیاید. مثلاً: "من سه کیلو گوشت خریدم."
نکته نگارشی: در نگارش رسمی، نوشتن واحدهای اندازهگیری مانند "کیلو" با علامت اختصاری "kg" نیز رایج است. اما از کلمه کامل "کیلوگرم" نیز میتوان استفاده کرد.
با رعایت این نکات و قواعد، میتوانید به درستی از کلمه "کیلو" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من امروز یک کیل میوه تازه خریدم.
دور یک میدان در پارک، یک کیل پیادهروی کردم.
وزن این بسته ۲ کیل است و باید آن را به دقت حمل کنیم.