جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: کیل . [ ی ِ ] (اِخ ) بندری است در آلمان غربی بر کنار دریای بالتیک که 270000 تن سکنه دارد. در این شهر صنعت کشتی سازی و ماهیگیری رواج دارد. کانال کیل از مصب رود لب ، دریای بالتیک را به دریای شمال متصل می سازد. (از لاروس ). 1- اندازه، پيمانه، كيله
2- پيمودن، سنجش، سنجيدن
3- ازگيل bushel, keel البوشل مكيال للحبوب، بوشل salma quille kiel quilla chiglia پیمانه
کلمه "کیل" به معنای واحد اندازهگیری وزن در فارسی، قواعد و نکات خاصی در نگارش و استفاده دارد. در زیر به برخی از این قواعد اشاره میشود:
نوشتار صحیح: کلمه "کیل" باید به صورت "کیلو" نوشته شود. "کیلو" یک پیشوند است که به معنی هزار است و معمولاً در ترکیب با واحدهای اندازهگیری مانند کیلوگرم، کیلومتر و... استفاده میشود.
نحوه تلفظ: در تلفظ، "کیلو" با تاکید بر بخش اولش (کی) بیان میشود.
نقش در جمله: "کیلو" معمولاً به عنوان صفت در جملات به کار میرود و به واحدهای وزنی اشاره دارد. مثلاً: "این کیلو برنج است."
جمع در فارسی: برای جمعکردن واحد کیلو، معمولاً به جای "کیلوها" از "کیلو" به همراه عدد استفاده میشود. مثلاً: "دو کیلو برنج"، نه "دو کیلوی برنج".
استفاده صحیح در جملات: در جملات باید توجه داشت که "کیلو" به تنهایی بیمعنا است و باید همراه با واحدی که اندازهگیری میکنید بیاید. مثلاً: "من سه کیلو گوشت خریدم."
نکته نگارشی: در نگارش رسمی، نوشتن واحدهای اندازهگیری مانند "کیلو" با علامت اختصاری "kg" نیز رایج است. اما از کلمه کامل "کیلوگرم" نیز میتوان استفاده کرد.
با رعایت این نکات و قواعد، میتوانید به درستی از کلمه "کیلو" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من امروز یک کیل میوه تازه خریدم.
دور یک میدان در پارک، یک کیل پیادهروی کردم.
وزن این بسته ۲ کیل است و باید آن را به دقت حمل کنیم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر