شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

nominate  |

نامزد کردن

معنی: نامزد کردن . [ زَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تعیین کردن . انتخاب کردن . گزیدن :
یکی لشکری نامزد کرد شاه
کشید آنگهی تور لشکر به راه .
فردوسی .
چو آمد ز پهلو برون پهلوان
همه نامزد کرد جای گران .
فردوسی .
امیر اجل سیدابوالفضل امیر بوری را با فوجی ترکمانان نامزد کرد و امیراسماعیل قوقهی و امیر قوقهی و امیر احمد برادر وی با مردمان اوق نامزد کرد سرکشان و مردمان پیش زره را به امیر اجل طاهر سپرد و او را به ایشان نامزد کرد وغلامان خویش را هم با وی نامزد کرد. (تاریخ سیستان ).رسولی نامزد کرد تا نزدیک علی تکین رود مردی سخت جلد که وی را ابوالقاسم رحال گفتندی . (تاریخ بیهقی ). هم در این شب ملطفه ای نبشت و فرمود تا سبک دو رکابدارکه آمده بودند پیش از این بچند مهم نزدیک امیر نامزد کنند. (تاریخ بیهقی ). اعیان ری خطیب را نامزد کردند [ به رسولی ] و پیغام دادند سوی مغرور آل بویه . (تاریخ بیهقی ). در حال پسرش نعمان را با ده هزار سوار نامزد کرد تا به حدود طیسبون آن اعمال کی سرحد فرس بود رفتند. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 75). یکی از سالاران خود نامزد کرد به جنگی . (کلیله و دمنه ). سلطان گفت : برو و از آخر هر کدام اسب که خواهی بگشای ... امیر علی اسبی نامزد کرد بیاوردند و به کسان من دادند. (چهارمقاله ٔ نظامی عروضی ).
تا غمت را بر در من نامزد کرد آسمان
حصن صبرم هر شبی بام آسمان است از غمت .
خاقانی .
ابونصربن ابی زید را وزارت نامزد کرد و در صحبت این لشکر به بخارا فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 136).
|| تخصیص دادن . اختصاص دادن :
ز کرسی و خرگاه و پرده سرای
همان خیمه و آخور و چارپای
شتر بود پیش اندرون پنج صد
همه کرده آن رسم را نامزد .
فردوسی .
و در جناح آنچه لشکر قوی تر میبود جانب قلب نامزد کرد. (تاریخ بیهقی ).
نامزد زائران کنی گه کشتن
فی المثل ار گلبنی به باغ بکاری .
؟
|| نشان کردن . نشانه کردن . نام خود بر کسی نهادن . تعیین همسر آینده . حلقه ٔ نامزدی به انگشت همسر آینده کردن . رجوع به نامزد شود.
... ادامه
798 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 376
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
nominate | betroth , designate , engage , espouse , trothplight , troth , get engaged
عربی
ترشح | رشح , اختار , نصب , نزل فرسا في سباق , سمى , عين في وظيفة , رشح لمنصب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نامزد کردن" در زبان فارسی به معنای تعیین یا انتخاب فردی برای یک مقام، سمت یا جایگاه خاص استفاده می‌شود. این کلمه به صورت ترکیبی از "نامزد" و "کردن" ساخته شده است. در ادامه به برخی قواعد و نکات نگارشی مرتبط با کلمه "نامزد کردن" اشاره می‌کنم:

  1. نحو و صرف:

    • "نامزد" به عنوان اسم و "کردن" به عنوان فعل در این ترکیب عمل می‌کنند. به عبارت دیگر، "نامزد کردن" به معنای انجام عمل نامزدی است.
  2. زمان فعل:

    • این عبارت می‌تواند در زمان‌های مختلف صرف شود:
      • مثال: "او نامزد کرده است." (حال کامل)
      • مثال: "او نامزد می‌کند." (حال)
      • مثال: "او نامزد کرد." (گذشته)
  3. مشتقات:

    • می‌توان از این کلمه مشتقات دیگری نیز ساخت، مثل «نامزدی» که به حالت و دوره‌ای که در آن فردی برای کسب یک مقام یا لقب آماده می‌شود اشاره دارد.
  4. استفاده‌های رسمی و غیررسمی:

    • در متون رسمی و اداری، "نامزد کردن" بیشتر برای مواردی مانند نامزد شدن در انتخابات و سمت‌های دولتی استفاده می‌شود. در حالیکه در موارد غیررسمی‌تر می‌تواند به نامزدی در روابط شخصی نیز اشاره کند.
  5. نوشتار:

    • در نوشتار رسمی، این عبارات باید به درستی و با رعایت دستورات نگارشی به کار بروند. برای مثال، در جمله‌ای مانند "او برای ریاست جمهور نامزد کرد"، باید توجه داشت که جمله صاف و ساده باشد.
  6. نکات گرامری:
    • هنگام استفاده از این واژه، توجه به انتخاب فعل مناسب و همچنین ساختار جملات از اهمیت بالایی برخوردار است. برای مثال، "او را برای انتخابات مجلس نامزد کرد" نه تنها درست است، بلکه ساختار جملات را نیز به خوبی حفظ می‌کند.

به طور کلی، "نامزد کردن" عبارتی است که در زبان فارسی کاربرد وسیعی دارد و در زمینه‌های مختلف می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.


واژگان مرتبط: کاندید کردن، منصوب کردن، نامیدن، معرفی کردن، مراسم نامزدی بعمل اوردن، معین کردن، گماشتن، تخصیص دادن، برگزیدن، مشغول کردن، متعهد کردن، گرفتن، استخدام کردن، بکار گماشتن، عقدکردن، شوهر دادن، عروسی کردن، نامزد، سرسپردگی، وفا، وفاداری، پیمان

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری