جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جور کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هر چیزی را جای مناسب خود قرار دادن . هر چیز را نزد متناسب خود جای دادن : جور کردن اجناس و امتعه ؛ کالاها و جنس های لازم و مناسب و هر چیز که مشتری خواهد را فراهم آوردن . || یک دست کردن . جدا کردن انواع به دسته ها. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به جور شود. sort, accord, adapt, assort, concert, consort, grade, lot, suit, sort out فرز، رتب، صنف، عاشر، نظم، نوع، شكل، هذا النوع، ضرب، طريقة، أسلوب، باب، شخص، جنس طبقه بندی کردن، دسته دسته کردن، جور درامدن، پیوستن، دمساز شدن، وفق دادن، اشتی دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، قبول کردن، اقتباس کردن، تعدیل کردن، سازوار کردن، درست کردن، مناسب بودن، هم نشین شدن، سر یکی کردن، نمره دادن، تسطیح کردن، درجه بندی کردن، دسته بندی کردن، اصلاح نژاد کردن، بخش کردن، سهم بندی کردن، تقسیم بندی کردن، خواست دادن، خواستگاری کردن، لباس دادن به
sort|accord , adapt , assort , concert , consort , grade , lot , suit , sort out
عربی
فرز|رتب , صنف , عاشر , نظم , نوع , شكل , هذا النوع , ضرب , طريقة , أسلوب , باب , شخص , جنس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "جور کردن" در زبان فارسی به معنای "منظم کردن" یا "گردآوری کردن" استفاده میشود و در نوشتار و گفتار به صورتهای مختلف به کار میرود. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه پرداخته میشود:
نحو: "جور کردن" یک جفت فعل و اسم است که معمولاً به صورت ترکیبی به کار میرود. این عبارت میتواند به معانی مختلفی از جمله "منظم کردن و ترتیب دادن" یا "تأمین کردن" اشاره کند.
کاربرد: این کلمه میتواند در جملات مختلف به کار رود:
مثلاً: "او باید همه چیز را جور کند."
به معنای "برطرف کردن مشکلات" یا "پیدا کردن راهحل".
صرف فعل: فعل "کردن" به عنوان فعل اصلی در این ترکیب به کار رفته و باید با توجه به زمان و فاعل جمله صرف شود:
مثال: "او این کار را کرد." (گذشته)
مثال: "او این کار را میکند." (حال)
استفاده از قید و صفت: میتوان از قیدها و صفات برای توضیح بیشتر در مورد "جور کردن" استفاده کرد:
مثال: "او به خوبی همه چیز را جور کرد."
نکات املا: دقت کنید که "جور" و "کردن" به صورت جدا نوشته میشوند و نیازی به نیمفاصله بین آنها نیست.
نگارش رسمی و غیررسمی: در نگارشهای رسمی، تلاش کنید تا از زبان ادبی و روان استفاده کنید. اما در گفتار غیررسمی، میتوانید از قیود محاورهای و عبارات سادهتر استفاده کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید از "جور کردن" به درستی در نوشتهها و گفتارهای خود بهرهبرداری کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
برای برگزاری جشن تولد، باید همه چیز را به خوبی جور کنم.
او توانست با ابتکار و خلاقیت خود، این پروژه را به شکل بینظیری جور کند.
وقتی به مسافرت میرفتیم، برای تهیه بلیط و هتل همه چیز را به سرعت جور کردیم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: طبقه بندی کردن، دسته دسته کردن، جور درامدن، پیوستن، دمساز شدن، وفق دادن، اشتی دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، قبول کردن، اقتباس کردن، تعدیل کردن، سازوار کردن، درست کردن، مناسب بودن، هم نشین شدن، سر یکی کردن، نمره دادن، تسطیح کردن، درجه بندی کردن، دسته بندی کردن، اصلاح نژاد کردن، بخش کردن، سهم بندی کردن، تقسیم بندی کردن، خواست دادن، خواستگاری کردن، لباس دادن به
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر