جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رد کردن . [ رَدد / رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازگردانیدن . (آنندراج ). بازدادن . (فرهنگ فارسی معین ). عودت دادن . پس دادن . واپس دادن . (یادداشت مؤلف ). رجعت دادن و پس فرستادن و واپس دادن و برگردانیدن و بازفرستادن . (ناظم الاطباء). - رد کردن سلام ؛ جواب سلام گفتن . || ادا. تأدیه کردن . پرداختن . (یادداشت مؤلف ). || قبول نکردن . جواب گفتن . جواب کردن : ادعا یا عقیده ٔ او را رد کرد؛یعنی قبول نکرد. وازدن . نپذیرفتن . مقابل قبول کردن .(یادداشت مؤلف ) : و از مروت نسزد که ما را اندر این رد کرده آید مقرر گردد که چون ما را بدین اجابت کرده اند بدانچه او التماس کند اجابت تمام فرمایم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 212). معذرت حجت مظلوم را رد مکن یارب و بشنو دعاش . ناصرخسرو. رد مکن خشک جان من بپذیر که برآورد خشک سال توایم . خاقانی . تا سخنهای کیان رد کرده ای ماکیان را سرور خود کرده ای . مولوی . اگر دعوتم رد کنی ور قبول من و دست و دامان آل رسول . (بوستان ). به کردار بدشان مقید نکرد بضاعات مزجاتشان رد نکرد. (بوستان ). گوینده را چه غم که نصیحت قبول نیست گر نامه رد کنند گناه از رسول نیست . سعدی . ما رابجز تو در همه عالم عزیز نیست گر رد کنی بضاعت مزجات ور قبول . سعدی . یارب قبول کن به بزرگی و لطف خویش کآن را که رد کنی نبودهیچ ملتجا. سعدی . ای آنکه خاطر تو همه فکر بد کند هر رطب و یابسی که شنیده ست رد کند. اشرف (از آنندراج ). || دور کردن . راندن . مردود کردن . دفع کردن . (ناظم الاطباء) : کهربای دین شده ستی دانه را رد کرده ای کاه بربایی همی از دین بسان کهربا. ناصرخسرو. هم رد مکنش که رادمردان حرمت دارند مادران را. خاقانی . ای که گفتی بد مکن خود بد مکن گفته ٔ خود را تو از خود رد مکن . سعدی . || بمجاز بر قی و استفراغ اطلاق کنند. (آنندراج ). || محو کردن . || فسخ کردن . (ناظم الاطباء). || گذرانیدن . کسی را از جایی عبور دادن . || مردود کردن . رفوزه کردن [ در امتحان ] . (فرهنگ فارسی معین ). رفض، نبذ، طرح، أبى، تقيأ، رذل، شخص منبوذ، يرفض
رفض|نبذ , طرح , أبى , تقيأ , رذل , شخص منبوذ , يرفض
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "رد کردن" در زبان فارسی به معنای نپذیرفتن یا رد نمودن چیزی است و به طور کلی در جملهها به عنوان فعل استفاده میشود. در زیر به برخی از نکات نگارشی و دستور زبانی مرتبط با "رد کردن" اشاره میشود:
فعل مرکب: "رد کردن" یک فعل مرکب است که شامل یک فعل اصلی (رد) و یک فعل کمکی (کردن) میباشد. این ترکیب به معنای انجام عمل رد کردن است.
جملهسازی: در جملهها میتوان از این فعل به اشکال مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال:
او پیشنهاد را رد کرد.
نامهی او را رد کردم.
ضمائر و فعلیت: هنگام استفاده از "رد کردن"، میتوانید ضمایر مختلف را به کار ببرید:
من پیشنهاد او را رد کردم.
آنها نظر شما را رد کردند.
فعل مضارع و ماضی: مانند اکثر افعال، "رد کردن" را میتوان به شکلهای مختلف زمان گذشته و حال استفاده کرد:
ماضی: من رد کردم.
مضارع: من رد میکنم.
استفادههای رسمی و غیررسمی: "رد کردن" در مکالمات رسمی و غیررسمی به کار میرود، اما در مکالمات رسمی ترجیحاً از زبان رسمیتری استفاده میشود.
نقاط ضعف نگارشی: هنگام استفاده از "رد کردن"، به ساختار جمله و تنوع آن توجه کنید تا از تکرار مکرر این فعل در نوشته پرهیز کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید از "رد کردن" بهطور مؤثر در نگارش و گفتار خود استفاده کنید.