جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
در زبان فارسی، واژه «روشن کردن» به معنای ایجاد روشنایی و وضوح است و در قواعد نگارشی به چند نکته باید توجه شود:
فعل مرکب: «روشن کردن» یک فعل مرکب است که از دو بخش «روشن» (صفت) و «کردن» (فعل) تشکیل شده است. این گونه فعلها در جمله معمولاً به عنوان فعل اصلی عمل میکنند.
نحوه استفاده: این واژه میتواند در جملات به صورتهای مختلف استفاده شود، مانند:
او چراغ را روشن کرد.
میتوانم شما را در این موضوع روشن کنم.
نکات نگارشی:
در نوشتار رسمی و ادبی، توجه به کاربرد صحیح فضاها و نشانههای نگارشی از اهمیت بالایی برخوردار است.
هنگام استفاده از واژه «روشن کردن»، میتوان به جملاتی مانند «موضوع را روشن کنید» یا «توضیح بیشتری بدهید» اشاره کرد.
همچنین، در متنهای ادبی و داستانی، میتوان از این واژه به صورت توصیفی و با استفاده از تصاویری زیبا به کار برد.
هم significado: معانی و مترادفهای این واژه میتواند شامل « iluminare» (روشنایی) و فعلهای مشابه دیگری باشد که مفهوم روشنی یا وضوح را منتقل میکنند.
با رعایت این نکات، میتوان از واژه «روشن کردن» به درستی و به شکل مؤثر در نوشتهها استفاده کرد.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: توضیح دادن، واضح کردن، تصریح کردن، بجریان انداختن، شیر آب یا سویچ برق را باز کردن، منور کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانی کردن، برق زدن، اشکار کردن، اتش زدن، اتش گرفتن، بچه زاییدن، سبک کردن، سبکبار کردن، کاستن، درخشیدن، راحت کردن، زدودن، صاف کردن، تمیز کردن، ترخیص کردن، روشنفکر کردن، تعلیم دادن، درخشان شدن، زرنگ کردن، مشتعل شدن، گیراندن، روشنفکر ساختن، شرح دادن، فهماندن، با توضیح روشن کردن، تفسیر کردن، تاویل کردن، تازه کردن، نیروی تازه دادن به، از خستگی بیرون اوردن، با طراوت کردن، خنک ساختن، بر افروختن، یکه خوردن، مغزکردن، هسته دراوردن، کندن، اشراق، چراغانی، تذهیب، تنویر، روشنسازی