جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بردن، آوردن، منتقل كردن، نقل كردن carry, transport, bear, haul, portage, convey, freight, port, remove, wage, ascribe, attribute, to carry حمل، نقل، دفع، تنشر، دعم، تصرف، قاد، رحل، وقف، سوق، استحوذ، رافق، تعقب، استولى، مشى، عبر، عزز، حقق النصر، نجح في حمل، بلغ مسافة ما، عتل، كفى لأطعام، مدى، مجال الرمي، يحمل حمل و نقل کردن، بدوش گرفتن، ترابری کردن، نقل و انتقال دادن، از خود بیخود شدن، از جا در رفتن، داشتن، زاییدن، تاب اوردن، تحمل کردن، کشیدن، هل دادن، رساندن، نقل کردن، بار کردن، گرانبار کردن، بارگیری کردن، ببندر اوردن، ترابردن، برداشتن، زدودن، برطرف کردن، برچیدن، اجیر کردن، نسبت دادن، اسناد دادن، دانستن، کاتب، رونوشت برداشتن
حمل|نقل , دفع , تنشر , دعم , تصرف , قاد , رحل , وقف , سوق , استحوذ , رافق , تعقب , استولى , مشى , عبر , عزز , حقق النصر , نجح في حمل , بلغ مسافة ما , عتل , كفى لأطعام , مدى , مجال الرمي , يحمل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «حمل کردن» در زبان فارسی به معنی جابجا کردن یا انتقال دادن اشیاء یا بار است. در اینجا به چند قاعده نگارشی و کاربردی مرتبط با این واژه اشاره میکنم:
فعل و مفعول: کلمه «حمل کردن» معمولاً به عنوان فعل به کار میرود و میتواند مفعول بگیرد. مثلاً:
«او بار را حمل کرد.»
حالتهای مختلف: این فعل میتواند به اشکال مختلف صرف شود. مثلاً در زمان حال:
«من بار را حمل میکنم.»
ترکیب با قید و صفت: میتوان آن را با قیدها و صفات ترکیب کرد:
«او بار سنگین را به آهستگی حمل کرد.»
استفاده از پیشوندها: این فعل میتواند با پیشوندهایی چون «با» ترکیب شود:
«او با کمک دوستانش بار را حمل کرد.»
حمل در معانی مختلف: واژه «حمل» ممکن است در متنهای علمی یا فنی معانی خاصی داشته باشد، مانند «حمل و نقل» که به فرآیند جابجایی کالاها اشاره دارد.
از لحاظ نگارشی، باید به نکات زیر توجه کرد:
در نوشتار رسمی، باید توجه داشت که فعلها به درستی صرف شوند و قیدها و صفات به طور صحیح در کنار آنها قرار بگیرند.
توجه به فواصل و علامتهای نگارشی نیز مهم است؛ برای مثال، در جملهای که «حمل کردن» در آن به کار میرود، فاصلهها و علامتگذاریها باید به درستی رعایت شود.
اگر سوال یا مورد خاصی درباره «حمل کردن» دارید، خوشحال میشوم بیشتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او به راحتی میتواند بارهای سنگین را حمل کند و به مقصد برساند.
هنگام سفر، باید دقت کنیم که مسافرتنامهامان را به درستی حمل کنیم تا گم نشود.
حمل کردن اشیاء شکستنی نیاز به احتیاط بیشتری دارد تا آسیبی به آنها نرسد.
واژگان مترادف و متضاد
واژگان مرتبط: حمل و نقل کردن، بدوش گرفتن، ترابری کردن، نقل و انتقال دادن، از خود بیخود شدن، از جا در رفتن، داشتن، زاییدن، تاب اوردن، تحمل کردن، کشیدن، هل دادن، رساندن، نقل کردن، بار کردن، گرانبار کردن، بارگیری کردن، ببندر اوردن، ترابردن، برداشتن، زدودن، برطرف کردن، برچیدن، اجیر کردن، نسبت دادن، اسناد دادن، دانستن، کاتب، رونوشت برداشتن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر