بگومگو کردن
licenseمعنی کلمه بگومگو کردن
معنی واژه بگومگو کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
368
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
chatter
عربی
ثرثرة | لغو , هذر , بقبقة , زقزقة , إصطكاك الأسنان , ثرثر , تصطك , زقزق , تتذبذب بسرعة , لغا , لفظ بغير وضوح , الثرثرة
