جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: توزیع کردن . [ ت َ / تُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) بخش کردن جمعی از مردمان چیزی را در میان خود. (ناظم الاطباء). بخش کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). قسمت کردن چیزی : تا خر از هر که برد، من واخرم ورنه توزیعی کنند ایشان زرم . مولوی . || سرشکن کردن گروهی ، خرج کسی را میان خود : ... این مسخره را اندیشه ٔ سفری افتاد نه راحله و نه زاد. او را حریفان به اتفاق توزیعی کردند. (جهانگشای جوینی ). || پخش کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پراکنده و آواره ساختن : تا گردانم اسیروارش توزیع کنم به هر دیارش . نظامی . رجوع به توزیع شدن شود. 1- بخش كردن، تقسيم كردن، قسمت كردن
2- پراكندن، پراكنده ساختن، پخش كردن distribute, administrate, dispense, administer, deal, give out, parcel, dealing, to distribute وزع، نشر، قسم، فرق، صنف، نثر، بوب، توزيع پخش کردن، تعمیم دادن، تقسیم کردن، اداره کردن، وصی، وصایت کردن، نظارت کردن، باطل کردن، بخشیدن، باطل شدن، معاف کردن، تهیه کردن، اجرا کردن، تصفیه کردن، معامله کردن، معامله بمثل کردن با، سر وکار داشتن، سر و کار داشتن با، بیرون دادن، کسر امدن، تمام شدن، اعلان کردن، به قطعات تقسیم کردن، بسته بندی کردن، در بسته گذاشتن، معامله، رفتار، طرز رفتار، تقسیم، خرید وفروش و معامله
... ادامه
2051|0
مترادف:1- بخش كردن، تقسيم كردن، قسمت كردن
2- پراكندن، پراكنده ساختن، پخش كردن
distribute|administrate , dispense , administer , deal , give out , parcel , dealing , to distribute
عربی
وزع|نشر , قسم , فرق , صنف , نثر , بوب , توزيع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "توزیع کردن" در زبان فارسی به معنای پخش کردن یا تقسیم کردن چیزی است. برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه عبارتند از:
ساختار کلمه: "توزیع" به عنوان اسم و "کردن" به عنوان فعل به کار میروند. این کلمه به صورت "توزیع کردن" استفاده میشود که به معنی عمل تقسیم یا پخش کردن است.
زمان فعل: این فعل میتواند در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
حال: توزیع میکنم، توزیع میکنی، توزیع میکند
گذشته: توزیع کردم، توزیع کردی، توزیع کرد
آینده: توزیع خواهم کرد، توزیع خواهی کرد
اسمها و قیدها: این فعل معمولاً با اسمهایی که به موضوع توزیع اشاره دارند، همراه میشود. مثلاً:
توزیع کالاها
توزیع منابع
توزیع اطلاعات
قواعد املایی: در نگارش این کلمه، باید به فاصله میان "توزیع" و "کردن" توجه کرد و از نوشتن آن به عنوان یک کلمه جدا پرهیز کرد.
نحوه کاربرد: در جملات باید دقت کرد که فعل "توزیع کردن" به درستی با مفعول خود همراه شود. مثلاً:
"این شرکت محصولات خود را توزیع میکند."
"ما باید این اطلاعات را به تمامی اعضا توزیع کنیم."
با رعایت این نکات، میتوانید از "توزیع کردن" به طور صحیح و مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پخش کردن، تعمیم دادن، تقسیم کردن، اداره کردن، وصی، وصایت کردن، نظارت کردن، باطل کردن، بخشیدن، باطل شدن، معاف کردن، تهیه کردن، اجرا کردن، تصفیه کردن، معامله کردن، معامله بمثل کردن با، سر وکار داشتن، سر و کار داشتن با، بیرون دادن، کسر امدن، تمام شدن، اعلان کردن، به قطعات تقسیم کردن، بسته بندی کردن، در بسته گذاشتن، معامله، رفتار، طرز رفتار، تقسیم، خرید وفروش و معامله
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر