جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خو کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اعتیاد. عادت کردن . تَعَوﱡد. معتاد شدن . مأنوس شدن . (یادداشت بخط مؤلف ). تَدَرﱡب . (از منتهی الارب ). خوگیر شدن : منم خو کرده بر بوسش چنان چون باز بر مسته چنان بانگ آرم از بوسش چنان چون بشکنی پسته . رودکی . بدست شهان بر چو خو کرد باز شود زآشیان ساختن بی نیاز. اسدی . ما بغم خو کرده ایم ای دوست ما را غم فرست تحفه ای کز غم فرستی نزد ما هر دم فرست . خاقانی . توبدین خوبی و پریچهری خو چرا کرده ای به بدمهری . نظامی . ما بگفتار خوشت خو کرده ایم ما ز شیر حکمت تو خورده ایم . مولوی . کریما برزق تو پرورده ایم به انعام و لطف تو خو کرده ایم . سعدی (بوستان ). صراط راست که داند در آن جهان رفتن کسی که خو کند اینجابه راست رفتاری . سعدی . 1- عادت كردن، خو گرفتن، معتاد شدن
2- انس گرفتن، مانوس شدن، الفت گرفتن get used to تعتاد على
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر