جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: سعی کردن . [ س َع ْی ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کوشش کردن . جهد کردن : سعی کنم در شکست و هیچ چیز از آنچه از بیعت به آن تعلق گرفته است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 316). چگونه در هلاک گاو سعی کنم . (کلیله و دمنه ). قسمی که مرا نیافریدند گر سعی کنم میسرم نیست . سعدی . و همگنان در استخلاصش سعی کردند. سعدی (گلستان ). چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر چو روبه چه باشی به وامانده سیر. سعدی . || شتافتن و آن یکی از اعمال حج است که رفتن حجّاج باشد از صفا به مروه چهار بار و بازگشتن از مروه به صفا سه بار با ترتیب خاص : گفت نی گفتمش چو کردی سعی از صفا سوی مروه بر تقسیم . ناصرخسرو. رجوع به سعی شود. try, endeavor, make effort, take care, to try حاول، جرب، بحث، اختبر، اجتهد، حاكم، جرب حظه، نظر في قضية، تعب، أرهق، قام بمحاولة، مهد للجنس، محاولة، تجربة، يحاول سعی کردن، تلاش کردن، کوشش کردن، کوشیدن، تجربه کردن، محک کردن، سر و دست شکسن، مواظبت کردن، رنج بردن
حاول|جرب , بحث , اختبر , اجتهد , حاكم , جرب حظه , نظر في قضية , تعب , أرهق , قام بمحاولة , مهد للجنس , محاولة , تجربة , يحاول
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "سعی کردن" یک ترکیب فعلی در زبان فارسی است که به معنای تلاش یا کوشش کردن برای دستیابی به یک هدف یا انجام کاری به کار میرود. در نوشتار و نگارش این ترکیب، چند نکته وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد:
نحوه نگارش: "سعی کردن" باید به صورت جدا نوشته شود و به هیچ عنوان به هم متصل نمیشود.
فعل: "سعی کردن" فعل معادل "تلاش کردن" یا "کوشش کردن" است و در جملات مختلف بهکار میرود.
صرف فعل: این ترکیب به صورتهای مختلفی صرف میشود. به عنوان مثال:
من سعی میکنم
تو سعی میکنی
او سعی میکند
ما سعی میکنیم
شما سعی میکنید
آنها سعی میکنند
فعلهای مشابه: در متون رسمی و غیررسمی میتوان از فعلهای مشابه مانند "تلاش کردن" نیز استفاده کرد.
قیدها و حالتها: این کلمه میتواند با قیدهای مختلف توصیف شود، مانند "به شدت سعی کردن" یا "با دقت سعی کردن".
استفادههای مجازی: "سعی کردن" گاهی اوقات به شکل مجازی نیز به کار میرود، بهعنوان مثال: "او در یادگیری زبان انگلیسی سعی میکند."
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "سعی کردن" به صورت صحیح و موثر در نوشتار فارسی استفاده کرد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سعی کردن، تلاش کردن، کوشش کردن، کوشیدن، تجربه کردن، محک کردن، سر و دست شکسن، مواظبت کردن، رنج بردن