القا کردن
licenseمعنی کلمه القا کردن
معنی واژه القا کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
406
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to induce
عربی
حث | عجل الولادة , أنتج , حرك , قنع , استنتج , استمال , أغرى , أحدث , إستقرى يتتبع الجزئيات , للحث
