تست کردن
licenseمعنی کلمه تست کردن
معنی واژه تست کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
1134
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to test
عربی
اختبر | فحص , جرب , فحص النظر , امتحن , حلل , جرى تجارب , فحص السكر , خضع لإختبار , للاختبار
