شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mortise  |

جفت کردن

معنی: جفت کردن . [ ج ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تزویج . (زوزنی ). ازدواج . نری را به ماده یی رسانیدن . به زناشویی درآوردن زنی و مردی را :
پس بدو بخشیدآن مه روی را
جفت کرد آن هر دو صحبت جوی را.
مولوی .
|| جماع کردن . (غیاث ). || متصل کردن چیزی را به چیزی . (نظام ). تنگ کنار هم نهادن دو چیز را. به هم آوردن . || قرین کردن . دمساز کردن . همراه و توأم ساختن :
نگه کن که چون کرد بی هیچ حاجت
به جان سبک ،جفت ، جسم گران را.
ناصرخسرو.
با من از بهر تو خرگوشی دگر
جفت و همره کرده بودند آن نفر.
مولوی .
|| برابر کردن . مقابل کردن :
بر امید آن که مرغ آید بگفت
چشم او را باصور میکرد جفت .
مولوی .
|| دو کردن . دوگان ساختن یکانی را. فردی را زوج کردن . نظیر و عدیل چیزی را در کنار او نهادن تا جفت شود.
- جفت کردن نظر ؛ به غور تمام نظر کردن :
مجنون به طاق قبله نظر جفت چون کند
ابروی شوخ چشم قبایل برابر است .
ظهوری (از آنندراج ).
- کفشهای کسی را جفت کردن ؛ هر دو کفش کسی را پیش پای او نهادن به علامت احترام .
- || مجازاً بیرون کردن کسی را از جایی .
... ادامه
1368 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 757
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
mortise | dovetail , couple , accompany , assemble , geminate , graft , husband , link , mortice , truss , twin , yoke , coupling , pairing
عربی
نقر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، برای کلمه "جفت کردن" چند نکته و قاعده نگارشی وجود دارد:

  1. جفت کردن به عنوان یک فعل:

    • این عبارت به معنای «زوج کردن» یا «به هم رساندن» است. معمولا به عنوان یک فعل مرکب استفاده می‌شود.
    • مثال: «او جفت کردن دو حیوان را انجام داد.»
  2. جفت به عنوان اسم:

    • "جفت" به معنای دو چیز که با هم مرتبط هستند، استفاده می‌شود.
    • مثال: «آن‌ها یک جفت کفش خریدند.»
  3. کاربرد در جملات:

    • در جملات می‌توان به راحتی از این عبارت استفاده کرد. برای مثال: «من این دو کتاب را جفت می‌کنم.»
  4. قواعد نگارشی:

    • در نوشتار رسمی، اگر "جفت کردن" در ابتدای جمله قرار گیرد، باید با حروف بزرگ شروع شود: «جفت کردن حیوانات یک مهارت است.»
    • باید توجه داشت که در موارد غیررسمی، ممکن است این عبارت به شکل محاوره‌ای و بدون رعایت قواعد نگارشی به کار رود.
  5. توجه به موارد خاص:
    • بسته به بافت جمله، ممکن است "جفت کردن" به طور مجازی نیز به کار رود. به عنوان مثال: «او در تلاش است تا ایده‌های مختلف را جفت کند.»

با رعایت این نکات و قواعد، می‌توان از کلمه "جفت کردن" به درستی در نوشتار و گفتار استفاده کرد.


واژگان مرتبط: جفت کردن، باکام محکم کردن، جفت شدن، وصل کردن، بهم بستن، پیوستن، جماع کردن، همراهی کردن، همراه بودن، ضمیمه کردن، توام کردن، دم گرفتن، سوار کردن، جمع شدن، فراهم اوردن، همگذاردن، انباشتن، پیوند زدن، بهم پیوستن، سوءاستفاده کردن، از راه نادرستی تحصیل کردن، کاشتن، شوهر دادن، شخم زدن، باغبانی کردن، خواستگاری کردن، پیوند دادن، متصل کردن، بستن، خوشه کردن، چوب بست زدن، بسیخ کشیدن، گره زدن، در زیر یوغ اوردن، جفت، اتصال، جفت شدگی، جفت ساز، سرپیچ

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری