شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

travel  |

سفر کردن

معنی: سفر کردن . [ س َ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) از مقر خود بمحل دیگر رفتن . مسافرت کردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) :
نوروز ازاین وطن سفری کرد چون ملک
آری سفر کنند ملوک بزرگوار.
منوچهری .
گفتم او را بگوی چون رستی
زین سفر کردن به رنج و به بیم .
ناصرخسرو.
بشر حافی گفت : ای قرایان سفر کنید تا پاک شوید که آب یک جای ماند بگردد. (کیمیای سعادت ).
نه گیتی پس از جنبش آرام یافت
نه سعدی سفر کرد تا کام یافت .
سعدی .
چو ماکیان بدر خانه چند بینی جور
چرا سفر نکنی چون کبوتر طیار.
سعدی .
|| خالی کردن . (برهان ). تمام کردن . (برهان ).
... ادامه
1009 | 0
مترادف: مسافرت كردن، مسافرت رفتن، سفر رفتن، كوچيدن، مهاجرت كردن، هجرت كردن
متضاد: مقيم شدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 614
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
travel | journey , trip , peregrinate , voyage , to travel
عربی
سفر | رحلة , ترحال , ترحل , مسيرة , سافر , طاف , مشى , زار , يسافر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

"سفر کردن" یک عبارت مرکب در زبان فارسی است که به معنای رفتن به سفر یا گردشگری می‌باشد. در زیر به چند نکته قواعدی و نگارشی در مورد این کلمه اشاره می‌شود:

  1. صرف فعل: "سفر کردن" یک ترکیب فعلی است که "سفر" به عنوان اسم و "کردن" به عنوان فعل عمل می‌کند. این ترکیب می‌تواند در زمان‌های مختلف صرف شود؛ مثلاً:

    • گذشته: سفر کرده است
    • حال: در حال سفر کردن است
    • آینده: سفر خواهد کرد
  2. افعال مرتبط: از دیگر افعال مرتبط با "سفر" می‌توان به "سفر رفتن" و "سفر کردن" اشاره کرد. هر دو به یک معنا هستند، اما "سفر کردن" مرسوم‌تر است.

  3. تأکید و تکیه: در جملاتی که از "سفر کردن" استفاده می‌شود، می‌توان بر ویژگی‌های خاص سفر، مثل هدف یا نوع سفر، تأکید کرد. به عنوان مثال: "من برای تفریح سفر می‌کنم" یا "او به عنوان یک گردشگر سفر کرد."

  4. اسم فاعل: برای توصیف شخصی که به سفر رفته است، می‌توان از "مسافر" استفاده کرد. مانند: "مسافرانی که به این شهر آمده‌اند..."

  5. کاربردهای ادبی: در شعر و نثر فارسی، استفاده از "سفر" و "سفر کردن" به شکل معنایی عمیق‌تری منتقل می‌شود. سفر می‌تواند نمادی از جست‌وجو و دگرگونی باشد.

  6. تطابق در جملات: در جملات باید دقت شود که فعل و اسم فاعل به لحاظ زمان و تعداد با یکدیگر تطابق داشته باشند. برای مثال: "ما به سفر کردیم" و نه "ما به سفر کرد".

با رعایت این نکات می‌توان از "سفر کردن" به شکل صحیح و مؤثری در نوشته‌ها و گفت‌وگوها استفاده کرد.


واژگان مرتبط: مسافرت کردن، پیمودن، سیاحت کردن، در نرو دیدن، رهسپار شدن، پشت پا خوردن یازدن، سکندری خوردن، گردش کردن، سرگردان بودن، بزیارت رفتن، اواره بودن، در کشور خارجی اامت کردن، سفر دریا کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری